مست با خاطر تو
در تمنای غزل ، در پی تفسیر تو ام
مست با خاطرتو ، بسته به زنجیر ِ تو ام
در شب عشق ، که عشاق به هم آمیزند
من کنارغم ِ تو ، خیره به تصویر ِ تو ام
چاره ام چیست که هم دردِ منی ،هم درمان؟
ماهِ من لب بگشا، گوش به تدبیر ِ تو ام
خم گیسوی تو منزلگه ِ صدها غزل است
گر شده زر دل من ، حاصل اکسیرتو ام
دائم الخمر شدم از می ِ نابت هیهات
من خودم جرم تو ام ، من همه تقصیرتو ام...
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ ساعت توسط پیرمرد چهل ساله
|
این وبسایت صرفا آموزشی نیست هرچند با هدف اطلاع رسانی به همکاران فرهنگی و دانش آموزان ایجاد شده است.اما بشرح بیقراریها و ناملایمات اجتماعی و سایر مسائل هم می پردازد . اگر مایل به تبادل لینک هستید اول وبلاگ مرا بنام "بیقراران" لینک کنید بعد اطلاع دهید