دل ریش
وقتی
که تقوا پیشه شد
دین من بازیچه ی بی ریشه شد
وقتی
ریش ها بر ریشه ها اندیشه شد
ریش ها با خط تیغ بی ریشه شد
وقتی
ضابطه با رابطه هم ریشه شد
ضابطه بر رابطه چون تیشه شد
وقتی
سیری هر شکم از کینه شد
کینه ها بر چهره ها چون پینه شد
وقتی
جوانی بر دلم داغ دیده شد
خاک پیری بر دلم پاشیده شد
وقتی
ذهن ما چون برده ی آزاده شد
بر تن ما هر جامه ای پوشیده شد
وقتی
شد نباید ها چو شد
شد بر ما آن نشدها چون بشد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط پیرمرد چهل ساله
|
این وبسایت صرفا آموزشی نیست هرچند با هدف اطلاع رسانی به همکاران فرهنگی و دانش آموزان ایجاد شده است.اما بشرح بیقراریها و ناملایمات اجتماعی و سایر مسائل هم می پردازد . اگر مایل به تبادل لینک هستید اول وبلاگ مرا بنام "بیقراران" لینک کنید بعد اطلاع دهید