گرد و خاک قران
گفت خدا با من حرف نمیزند
گفتم مسلمانی؟گفت :آری!
نگاهی به روی طاقچه خانه اش کردم
گفتم گلوی خدایت پر از گرد و خاک شده است ندیدی؟
سکوت
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط پیرمرد چهل ساله
|
گفت خدا با من حرف نمیزند
گفتم مسلمانی؟گفت :آری!
نگاهی به روی طاقچه خانه اش کردم
گفتم گلوی خدایت پر از گرد و خاک شده است ندیدی؟
سکوت
این وبسایت صرفا آموزشی نیست هرچند با هدف اطلاع رسانی به همکاران فرهنگی و دانش آموزان ایجاد شده است.اما بشرح بیقراریها و ناملایمات اجتماعی و سایر مسائل هم می پردازد . اگر مایل به تبادل لینک هستید اول وبلاگ مرا بنام "بیقراران" لینک کنید بعد اطلاع دهید